تبليغاتX
همه چیز از همه جا!
علي دايي و افشين قطبي گزينه‌هاي اصلي هدايت تيم ملي ...دایی:تیم ملی فعلا برایم زود است 
علي دايي و افشين قطبي گزينه‌هاي اصلي هدايت تيم ملي

 به گزارش خبرگزاري فارس و به نقل از DPA، خاوير كلمنته باوجود امضا قرارداد با فدراسيون فوتبال ايران، اما در پي تغيير 2 بند از قرارداد كه وي را مجبور به اقامت در ايران مي‌كرد، حاضر نشد مسئوليت هدايت تيم ملي را بپذيرد و مذاكرات نهايي با عدم توافق به پايان رسيد.
با توجه به اظهارات كلمنته پس از سفر به تهران، مبني بر اينكه تمايلي به اقامت در ايران ندارد، رئيس سازمان تربيت بدني تاكيد كرد كه تيم ملي نيازي به مربي پروازي ندارد و به كلمنته هشدار داد كه چنانچه در ايران مستقر نشود، قرادادش لغو خواهد شد.
مسئولان فدراسيون فوتبال ايران ديگر تمايلي به جذب مربي خارجي ندارند و برنامه‌هايشان را براي انتخاب يك سرمربي داخلي آغاز كرده‌اند.


خاوير كلمنته درباره علت عدم اقامتش در ايران، تاكيد كرده‌ بود كه از بيلبائو به وسيله فيلم، مسابقه‌ها و شبكه‌هاي ماهواره‌اي، ليگ برتر ايران را آناليز خواهد كرد. وي به همين علت، اقامت دايمي‌ در ايران منطقي نمي‌دانست.
تيم ملي ايران در مرحله مقدماتي جام جهاني 2010 و در اولين مسابقه مرحله گروهي با تساوي بدون گل، در ورزشگاه آزادي برابر سوريه متوقف شد. اين تيم در دومين ديدار بايد با كويت مصاف كند.
DPA در باره گزينه‌هاي اصلي داخلي براي هدايت تيم ملي نوشت: افشين قطبي، سرمربي پرسپوليس و علي دايي، سرمربي سايپا، گزينه‌هاي برجسته براي هدايت تيم ملي ايران هستند.


دايى در صحبت با يكى از دوستانش:
تيم ملى فعلا برايم زود است

 
168474.jpg
ايران ورزشى - در چند روز اخير شايعه حضور على دايى در تيم ملى به گونه هاى مختلف به گوش مى رسيد. از دستيار كلمنته شدن تا سرمربيگرى تيم ملى. حتى ديروز مهرداد هاشمى مديرعامل باشگاه سايپا به نوعى با حضور دايى در تيم ملى موافقت كرد. اما تا الان هيچ كدام از اين اتفاقات رخ نداده و شايد به اين زودى ها اتفاق نيفتد. على دايى سرمربى سايپاى كرج كه ظاهرا اين اخبار را به خوبى پيگيرى مى كند در اين مورد فعلا مى گويد: «اصلا و ابدا در رابطه با تيم ملى صحبت نمى كنم.»به هر حال به دليل اينكه سايپا در جام باشگاه هاى آسيا نماينده ايران محسوب مى شود شايد دايى ترجيح مى دهد فعلا با تيمش افتخار كسب كند و پس از آن به سراغ تيم ملى بود. سرمربى تيم سايپا در صحبت با يكى از دوستان نزديكش هم از حضور درتيم ملى چنين گفته بود: «تيم ملى فعلا برايم زود است. پس اگر پيشنهادى شود قبول نمى كنم.»
|+|
نوشته شده توسط علی عزیزی در سه شنبه 30 بهمن1386 و ساعت 18:54
علی دایی از زبان علی دایی 

ناگفته هاي علي دايي در چند ماه اخير...

  • در ايران اگر يك روز رئيس فدراسيون بشوي بايد سياسي باشي.
  • شما نمي‌توانيد من را با بكن‌بائر يا پلاتيني مقايسه كنيد.
  • خود من به جادو اعتقاد دارم اما آدم با اعتقادات‌اش مي‌تواند هزار تا جادو را هم خنثي بكند.
  • صحبت‌هاي آیت الله بهجت يك اعتماد به نفس و يك قوت قلب بزرگي به من داد.
  • يك خرده از خودم دور شده بودم.

علي دايي 

علی دایی درباره طلسم شدن تیمش، علاقه اش به کار مدیریتی در ایران و ... توضیحاتی ارائه داد.

به گزارش «فردا»، علی دایی در گفتگو با همشهری جوان زبان به انتقاد گشود و از برخی بی مهری ها که به وی شده است شکوه کرد. وی در این گفتگو به مقایسه تفاوت رفتاری جامعه ایرانی و آلمانی می پردازد و می گوید: شما نمي‌توانيد من را با بكن‌بائر يا پلاتيني مقايسه كنيد. يك آلماني متحد مي‌شود تا بكن‌‌بائر را بكن‌بائر بكند؛ برايش كلاس مي‌گذارد، امكانات ديگر را فراهم مي‌كند و به طور كلي همه دست به دست هم مي‌دهند با بكن‌بائر را بسازند. متاسفانه ما در مملكت خودمان دست به دست هم مي‌دهيم كه امثال علي‌ دايي را خراب بكنيم. به خاطر اين اصلاً به اين چيزها فكر نمي‌كنم. شما اصلاً بكن‌بائر و پلاتيني را با دايي مقايسه نكنيد. علي دايي اگر كوچك‌ترين ضعفي داشته باشد مطمئن باشيد كه محوش مي‌كنند. امثال من بايد با خيلي چيزها بجنگند اما فرانسه همه دست به دست هم مي‌دهند تا يكي مانند پلاتيني به جامعه بين‌المللي معرفي شود.

وی ادامه داد: براي اولين بار در تاريخ كشورمان يك ايراني به مراسم قرعه‌كشي جام جهاني دعوت شد اما متاسفانه به آن صورت بها داده نشد يا همان دفعه كه من رفتم سوئيس و جايزه بهترين بازيكن ساحلي دنيا را دادم حتي يك نفر به آن اشاره نكرد. شوخي نيست، يك ايراني رفته است و بين چند نفر آدم مشهور، جوايز بهترين‌هاي فوتبال دنيا را اهدا كرده. اين 5 نفر پله، بكن‌بائر، ماتئوس، چاپيوسات و علي‌ دايي بودند. آيا كسي اشاره كرد يا به آن پرداخت؟

آن روز تمام دنيا مراسم را پخش مستقيم مي‌كنند اما خانواده من بايد از كانال تركيه مراسم قرعه‌كشي را ببينند. ببخشيد، بعد از مراسم مي‌گويند چرا علي دايي رفته آنجا كراوات زده؟ به نظر من علي دايي بايد در ميادين بين‌المللي كراوات بزند. چرا نمي‌گوييد كه تمام دنيا انگشتر عقيق دايي را نشان مي‌داد؟ لابد به خاطر اينكه من شيك رفته‌ام بايد اين حرف‌ها زده شود؟ اما من به خاطر اينكه ايراني هستم، دوست دارم شيك باشم. از اين بهتر هم اگر بتوانم، مطمئن باشيد مي‌پوشم و مي‌روم چون مي‌خواهم نشان بدهم آن چيزهايي كه آن‌ها راجع به ايران فكر مي‌كنند اشتباه است. اما متاسفانه بعضي از ما افكار خرابي داريم. اگر دايي در جامعه بين‌المللي پيشرفت كند و بزرگ شود، به قرآن قسم ايران بزرگ شده است. ما چوب اين را مي‌خوريم كه در هيچ جا مثل فيفا و اي‌اف‌سي نفوذ نداريم و تو سر و كله هم مي‌زنيم.

علی دایی درباره علاقه اش به کار اجرایی و مدیریتی در ایران گفت: من خودم عاشق مربيگري هستمali daei اما اگر بخواهم كار مديريتي بكنم، مطمئن باشيد بيرون از ايران مي‌كنم؛ آن هم در سطح فوتبال چون آدم سياسي‌اي نيستم. در ايران اگر يك روز رئيس فدراسيون بشوي بايد سياسي باشي. چون من آدم سياسي نيستم و دوست ندارم وارد سياست شوم و اصلاً از سياست سر در نمي‌آورم، نمي‌توانم در ايران در سطح مديريت فعاليت كنم. اما اگر يك روزي بشود دوست دارم رئيس اي‌اف‌سي هم بشوم. چرا يك ايراني رئيس اي‌اف‌سي نشود؟

سرمربی تیم سایپا درباره اخباری مبنی بر اینکه وی معتقد است تیمش طلسم یا جادو شده است گفت: در مدت ضعف تيم، متاسفانه خيلي از مسائل را مطرح كردند در روزنامه‌ها؛ از جادوگر، طلسم، سحر و فلان ... مهم نحوه پرداختن به موضوع است. والا خود من به جادو اعتقاد دارم چون در قرآن هم آمده كه‌ «هذا سحر مبين» و متاسفانه بعضي‌ها به اين كارها دست مي‌زنند و اين قبيل كارهاي آنها شيطاني است. در اين مدت من اعتقادم به خدا را قوي‌تر كردم. خدا را شكر،‌ توانستم از اين مسائل كه تيم جادو شده است بيرون بيايم. قبل از آن مدام در فكر مي‌رفتم كه خدايا مگر مي‌شود تو نخواهي و كسي جادو بكند؟! اما نزديك شدن به خدا خيلي به من كمك كرد و من را به خودم آورد. همين نزديك‌تر شدن به نظرم كارمان را درست كرده و تيم‌مان از اين رو به آن رو شد.

وی درباره علت تسبیح به دست گرفتنش در بازی های اخیر گفت: من به خاطر اينكه آرامش پيدا كنم تسبيح در دست گرفته بودم و صلوات مي‌فرستادم و به نظر من آدم بايد خودش را با اعتقادات قبلي و ديني‌اش تقويت كند نه اينكه برود دنبال كارهاي شيطاني. اينجا به من ثابت شد اگر خيلي‌ها هم كارهاي شيطاني بكنند، آدم مي‌تواند با قوي كردن اعتقادات‌ خودش بر خيلي چيزها فائق بشود. آدم با اعتقادات‌اش مي‌تواند هزار تا جادو را هم خنثي بكند و اگر راه مستقيم را برود به خيلي چيزها مي‌رسد. سحر و جادو شايد مقطعي جواب بدهد اما هميشگي نيست.

علی دایی درباره صحت و سقم اخبار مربوط به دیدارش با آیت الله العظمی بهجت گفت: يك روز رفتم پيش آيت‌الله بهجت و اصلاً صحبت‌هايي كه ايشان با من كرد، يك اعتماد به نفس و يك قوت قلب بزرگي به من داد كه وقتي دوباره به تمرينات آمدم، مي‌دانستم اين بار موفق مي‌شوم چون بعضي صحبت‌هايي كه كردند سبب شد اعتقادم بيشتر شود. فكر مي‌كنم زماني كه آدم به اصل رو بياورد مي‌تواند در همه چيز موفق بشود. اين مسائل، من را به خودم آورد. شايد يك خرده از خودم دور شده بودم و اين جريان من را برگرداند به هماني كه مي‌بايست باشم و خدا را شكر مي‌كنم .

|+|
نوشته شده توسط علی عزیزی در شنبه 20 بهمن1386 و ساعت 13:16
50 هزار تماشاگر خواهان بازگشت علی دایی 
اعتراض جديد تماشاگران به بحران گلزنى
۵۰ هزار نفر يكصدا:على دايى... على دايى

 
باز هم گلى به گوشه جمال على دايى كه اگر در روزهاى آخر فوتبالش مانند سابق نبود و رنگ موهاى شقيقه اش سپيد شده بود، باز هم به سوريه و اردن و همه تيم هاى آسيايى گل مى زد تا داغ ۳ امتياز به دلمان نماند.
وقتى عصر ديروز در ورزشگاه آزادى ۵۰ هزار تماشاگر مشتاق كه براى تماشاى پيروزى تيمشان فرياد كشيدند و نتيجه اى نگرفتند، ناخودآگاه در پى يك فرشته نجات مى گشتند آنها كاملاً غريزى و خودجوش ياد يك نفر افتادند كه چقدر جايش آن جلو خالى بود تا با شماره ۱۰ بازوبند كاپيتانى برايمان گل مى زد. تماشاگرانى كه از دقيقه ۸۰ با فرياد «على دايى ... على دايى» اعتراض خود را علنى كردند، همان جماعتى بودند كه پس از جام جهانى دايى را عامل شكست مى دانستند اما با گذر زمان چه زود از آقاى گل جهان اعاده حيثيت كردند.
پس از دايى، مردان زيادى پيراهن شماره ۱۰ تيم ملى را پوشيدند و در تورنمنت هاى بزرگ و كوچك در پيشانى خط حمله تيم ملى قرار گرفتند اما اين پيراهن بر تن همه آنها گشاد بود و تمام مهاجمان فوتبال ايران نه يك سر و گردن كه يك نيم تنه از على دايى كوتاه قامت تر بودند و نتوانستند خلأ كاپيتان را پر كنند. در شرايطى كه فوتبال ايران با بحران مهاجم گلزن روبرو است و در خط حمله نمى توانيم به هيچ مهاجمى اعتماد كنيم، مستاصل و نااميد مانده ايم كه چه كنيم. آيا با اين قحط الرجال در فوتبال، مى توانيم از پس حريفان با انگيزه و پيشرفت كرده آسيايى- كه استراليا هم به آنها اضافه شده- به سلامت عبور كنيم و روياى حضور در جام جهانى ۲۰۱۰ را تحقق ببخشيم.
فرياد ۵۰ هزار تماشاگر حاضر در ورزشگاه آزادى اشاره به واقعيتى تلخ و دردناك داشت و ما را به تعمق واداشت كه در فوتبال ايران چه مى گذرد؟ليگ ايران از چه كيفيتى برخوردار است كه در آن محسن خليلى آقاى گل مى شود اما در ۴-۳ مسابقه اخير تيم ملى حتى يك بار مدافعان حريف را به صرافت نمى اندازد يا در ليگ امارات چه خبر است كه على سامره، مهرزاد معدنچى و مهدى رجب زاده مدعيان آقاى گلى هستند اما آنها هم در چند بازى اخير تيم ملى مثل خليلى ظاهر شده اند و دروازه بان هاى حريف را وادار به واكنش هاى خارق العاده نكرده اند. در واقع، ديروز دروازه بان سوريه ستاره ميدان نبود بلكه مهاجمان تيم ملى ايران او را برجسته ساختند و با ضربات ضعيف و نااميدكننده خود، از «بل هاس» يك ستاره ساختند.
اگه یادتون باشه تو بازیهای آسیایی اشخاصی چون عنایتی و هاشمیان و خطیبی و کاظمیان که ادعا می کردند فرصت بهشون نمی رسه حتی یک گل هم نزدند با وجود اینکه مهاجم بودند و الان هم می بینیم که در 480 دقیقه اخیر یعنی 5 بازی و 30 دقیقه تیم ملی ما گل نزده...این خیلی مایه شرمساریه...وقتی علی دایی بود یا خودش گل می زد و یا اینکه با فضاسازی ناشی از گرفتن علی دایی توسط بازیکنان حریف مهاجمان ما گل می زدند ولی اکنون تیمی مثل سوریه وقتی دایی رو در پیشانی تیم ملی نمی بینه با جسارت تا دروازه تیم ملی جلو میاد و خدا کمکمون میکنه که گل نمی خوریم...
 محصول اين تيم ملى و اين فوتبال، چيزى نيست جز شكست و انعكاس آن را مى توانيم در ليگ هاى اروپايى تماشا كنيم كه امروز نه يك مهاجم و نه يك هافبك گلزن داريم؛ پس باز هم مى گوييم گلى به گوشه جمال على دايى كه هيچگاه نمى گذاشت مقابل تيم هاى هم رديف سوريه داغ ۳ امتياز به دلمان بماند.
پس دوباره همون شعار همیشگی رو باید بر زبون بیاریم که:دایی دوست داریم....
|+|
نوشته شده توسط علی عزیزی در پنجشنبه 18 بهمن1386 و ساعت 12:22
مقاومت سپاسی شیراز 1-1 سایپا...خاطره ای از سفر 2 روزه من به شیراز 
علی دایی: ۳ امتیاز به راحتی از دستمان پرید

ali daei

سلام دوستان ...ببخشید از وقفه چند روزه ای که پیش اومد راستش من واسه دیدار با علی دایی به شیراز سفر کرده بودم و پس از طی کلی مسافت طولانی و خستگی و مکافات و گرفتن آدرس محل اقامت تیم سایپا از یکی از دوستانم که تو این باشگاه فعالیت می کنه و خودش بعلت بیماری نتونست بیاد و تماس با اطلاعات شیراز واسه گرفتن آدرس هتل هما و ...بالاخره وارد هتل شدم.ولی طبق صحبتی که طی تماسم با آقای ک(از مسئولین تدارکات سایپا)داشتم فهمیدم که باید صبرکنم تا علی آقا از خواب بیدار بشه و به لابی بیاد تا بعدش واسه شام برن تو رستوران هتل.منو بگو حدود ۱ ساعت نشستم و چشمم به آسانسورها بود تا ببینم علی آقا کی میاد پائین ولی از بخت بد علی آقا هم ظاهرا خیلی خسته بود.چند بار اومدم با همراهش تماس بگیرم و بگم بابا پس کی میای علی آقا گفتم شاید خواب باشه و اذیت بشه مزاحمش نشم بهتره...خلاصه بازیکنان تیم یکی یکی اومدن پائین ولی خبری از علی آقا نشد.مسئولین کادر فنی هم اومدن ولی باز خبری از علی آقا نشد.منم که همینوطور نشسته بودم و کم کم داشتم خواب می رفتم که دیدم آسانسور وسطیه بازشد و علی آقا و حاج مهدی اربابی بالاخره تشریف فرما شدند من هم دقیقا روبروی همون آسانسور بودم و اون موقع چون ساعت ۸:۰۵بود و برنامه شام ساعت ۸ بود فقط سلام و علیکی داشتیم و دیگه من مزاحمشون نشدم.آقای ک هم بنده خدا چند دفعه اومد و منو دعوت کرد تا برم با تیم شام بخورم.می گفت خسته ای بابا بیا مهمون ما بش ولی من حقیقتش خوشم نمیومد برم چون حالا فکر می کرد من واسه چی اومدم جدااز اینا گرسنه هم نبودم فقط می خواستم ۱۰ دقیقه ای با علی دایی صحبت کنم که نتونستم تنها گیرش بیارم.تو لابی منتظر موندم تا علی آقا بعد از شام بیاد بیرون تا باهاش صحبت کنم که دیدم یک نفر از آسانسور خارج شد...وای چقدر آشناست!!! اوه هومن افاضلی(آنالیزور تیم ملی تو جام جانی ۲۰۰۶ آلمان).هومن افاضلي

چند دقیقه ای منتظر موندم دیدم ایشون به سمت رستوران نرفت واسه شام و پشت درب های شیشه ای هتل ایستاده داره بارش بارون رو تماشا می کنه من هم کم رویی نکردم و رفتم جلو تا چند کلمه ای در مورد پیشنهادی که از پاکستان داشت و اینکه قبوال می کنه یا نه و....بپرسم تا از وقتم استفاده بهینه ای کرده باشم.واقعا آدم باشعوری بود و شخصیتشو پسندیدم(البته اینو بگم کم هستن آدمهایی که من پسندشون کنم و هر کی که من تاییدش کنم باید بگم یه جورایی همه چی تمومه).البته اینم بگم من تو همون برخورد اول و طی همون حدود ۲۵ دقیقه برخوردی که با ایشون داشتم اینچنین شخصیتی رو از رفتارش برداشت کردم.سرتونو درد نیارم آقای افاضلی گفت پیشنهاد پاکستانیها حقیقت داره ولی من نمی رم اونجا و دلیلشم اینه که اولا پتانسیل بالایی ندارن و ثانیا هنوز به این نتیجه نرسیدند که باید واسه تیمشون کاری انجام بدن و من هم آبرومو از سر راه نیاوردم که خرج همچین کارایی بکنم.همینطور گرم صحبت بودیم که دیدم علی آقا و حاج آقا اربابی رفتن تو آسانسور و من تا اومدم به خودم بیام دیر شده بود و داشتن می رفتن تا واسه بازی تصمیم گیری کنن من هم رفتم به علی آقا گفتم الان که ظاهرا وقت ندارید فقط بگو فردا بعد از بازی چه ساعتی میاین تو هتل تا در ببینمتون علی آقا هم گفت دقیقا نمی دونم ولی حدود ۶ تا ۸ میام پایین تا بریم فرودگاه و بعدش از علی آقا و آقای افاضلی خداحافظی کردم و رفتم بیرون از هتل تا واسه خودم دنبال هتل بگردم تا شبو بگذرونم.

خلاصه اونشب هم گذشت و موقع بازی رسید وبعد از تماشای بازی و نتیجه بدی که بدست امد رفتم تو شهر و کمی گردش و زیارت شاه چراغ(ع) و رفتم هتل.ساعت ۶ عصر بود و من فقط امید شریفی نسب رو دیدم.ازش پرسیدم علی آقا نمیاد پایین که اونم خبر نداشت کی میاد گفت حالا تا ۸ میاد.من هم تصمیم گرفتم بهش زنگ بزنم ولی راستش جرات نکردم گفتم شاید بابت نتیجه ای که رقم خورده اعصابش تحت کنترلش نباشه بی خیال شدم و منتظر موندم تا ببینم خودش کی میاد.خیلی طولش ندم باز هم مثل همون شب قبل بعد از اینکه همه اومدن و حتی داشتن آماده میشدن تا سوار اتوبوس بشن تا برن فرودگاه تازه علی آقا اومد تا بدون هیچ وقفه ای سوار اوتوبوس بشه.من هم تا اومدم برم طرفش دیدم همه ریختن دور و برش تا باهاش عکس بندازن.من بهش گفتم علی آقا بعد از اینکه عکس انداختی نظرتو در مورد بازی بهم بگو تا تو وبلاگم بنویسم علی آقا هم همین کارو کرد و در حد ۵ دقیقه حرفهایی زد که خلاصش این بود:

اصلا از نتیجه راضی نیستم و ۳ امتیاز رو مفت و مجانی از دست دادیم.بدشانسی آوردیم که مجید ایوبی اخراج شد و در مورد داوری هم هرچی بگم فایده ای نداره...فقط حیف شد که نبردیم و بعدشم خداحافظی کردیم و علی آقا هم رفت.

اینم بد نیست بگم قبل از اینکه با علی آقا در مورد بازی صحبت کنم با حاج آقا اربابی و آقای افاضلی صحبت کردم و اونا هم ناراضی بودن.

آقای افاضلی گفت اصلا از نتیجه راضی نیستیم و بازی هایی که ۳ امتیازیه از دست دادن ۲ امتیاز با باخت فرقی نداره.

آقای اربابی هم با ابراز نارضایتی از تصمیمات داور گفت من به اخراج بازیکن خودمون  عدم اخراج بازیکن مقاومت اعتراض دارم.بازیکن سپاسی بعد از اینکه سید جلال رو اون خطا کرد با کف پا به پای سید جلال ضربه زدکه از دید داور پنهان موند.آقای مظفری و چندتای دیگه از داوران رو من خودم معرفی کردم و الان با این قضاوتها دارم از کاری که کردم پشیمون میشم.

این هم خلاصه ای طولانی از سفر من به شیراز...سفری که خوب بود ولی بخاطر نتیجه بدست اومده اصلا به دلم ننشست...

بامید موفقیت سایپا در بازی های بعدی

|+|
نوشته شده توسط علی عزیزی در دوشنبه 8 بهمن1386 و ساعت 12:23

خادم ملت 

Google


در كل اينترنت
در اين سايت

بهترين كدهاي جاوااسكريپت