|
|+|
نوشته شده توسط علی عزیزی در شنبه 24 شهریور1386 و ساعت 10:45
|+|
نوشته شده توسط علی عزیزی در دوشنبه 12 شهریور1386 و ساعت 9:18 آمريكاییها و وبلاگتحقیقی که اخیرا به وسیه Synovate/Marketing Daily انجام شده است ، نکات جالبی را در مورد عادات وبلاگنویسی و وبلاگخوانی آمریکاییها به دست میدهد. این تحقیق از 30 جولای تا اول آگوست با پرسیدن سؤالاتی از 1000 نفر کاربر آنلاین انجام شده است. بر طبق این تحقیق: - از هر 10 آمریکایی ، 8 نفر میدانند که وبلاگ چیست و نیمی از آنها از وبلاگها بازدید داشتهاند. افراد جوان بین 25 تا 34 سال سن ، آگاهی بیشتری درباره وبلاگ دارند و 90 درصد آنها با مفهوم وبلاگ آشنایی دارند. در حالی که تنها 65 درصد افراد بالای 65 سال ، میدانند وبلاگ چیست.
در ایران مثل بسیاری از موارد دیگر آماری در این مورد نداریم. تحقیقاتی که تا به امروز به صورت پراکنده در مورد وبلاگنویسی شده است ، بسیار پراکنده و در مواردی نامربوط و آمیخته با اغراض سیاسی بوده است. - اصولا جمعیت آنلاین ایران که با مفاهیم اولیه اینترنت آشنا باشند ، اقلیت ناچیزی از مردم ایران را تشکیل میدهند. انتظار ندارم جمعیت مسن ایران با اینترنت آشنا باشند. |+|
نوشته شده توسط علی عزیزی در شنبه 10 شهریور1386 و ساعت 21:38
و خدا خر را آفرید….
و به او گفت: تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود. و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود.خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم. و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد. ****************************************** و خدا سگ را آفرید و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد. تو یک سگ خواهی بود.سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است. کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم. و خداوند آرزوی سگ را برآورد. ****************************************** و خدا میمون را آفرید و به او گفت: و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال عمر کنم. و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد. ****************************************** و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت: تو انسان هستی. تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی. و تو بیست سال عمر خواهی کرد. انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست ، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده. و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد. و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند….. و پس از آن،ازدواج می کند و سی سال مثل خر زندگی می کند ، مثل خر کار می کند و مثل خر بار می برد… و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد!!!! و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛ از خانه این پسر به خانه آن دختر می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند. و این بود همان زندگی که انسان از خدا خواست |+|
نوشته شده توسط علی عزیزی در دوشنبه 5 شهریور1386 و ساعت 16:55 همسر شما!!!! --------------------------- |+|
نوشته شده توسط علی عزیزی در دوشنبه 5 شهریور1386 و ساعت 12:12 |
|